تبليغاتX
رازهایی برای شروع یک زندگی نو - هود پیامبر ( ع )
هود پیامبر ( ع ) جمعه هفدهم فروردین 1386

  

خداوند به‌ سوی‌ ملت‌ عاد ، هود پیامبر( ع ‌) را فرستاد. هود پسر عبداالله ، پسر ریاح‌ ،

 

پسر جلوث ‌، پسر عاد ، پسر عوص‌ ، پسر آرم ‌، پسر سام‌ و پسر نوح ‌است‌. ملت‌ هود را

 

به‌ نام‌ عاد می ‌خوانند. خداوند می ‌فرماید : به‌ سوی‌ ملت‌ عاد برادرشان‌ هود را فرستادیم‌.

 

او گفت‌ : ای‌ قوم‌ من‌ ، خداوند را كه ‌پروردگاری‌  جز او ندارید بپرستید . آیا پروا  و

 

پرهیز از گناهان‌ نمی ‌كنید؟ جمعی‌ از بزرگان‌ قوم‌ هود كه‌ كفر پیشه‌ كرده‌ بودند به‌ او

 

گفتند : ما تو را در بی ‌خردی‌ می ‌بینیم‌ و ما تو را از دروغگویان‌ می‌دانیم‌ . هود پاسخ‌

 

داد: در من‌ سفاهت‌ و بی ‌خردی‌ نیست ‌، بلكه‌ من‌ پیامبری‌ از سوی‌ پروردگار جهانیان‌

 

هستم‌ . پیام‌های‌ پروردگارم‌ رابه‌ شما می ‌رسانم‌ و من‌ برای‌ شما نصیحت‌ كننده ای ‌امین‌  

 

هستم‌. آیا شما تعجب‌ كرده‌اید كه‌ از سوی  ‌پروردگارتان‌ پندی‌  بر مردم‌ توسط  پند –

 

دهنده‌ای‌ از ملتتان‌ برای‌ شما آمده‌ باشد تا شما را هشداردهد و به‌ یاد آورید كه‌ خداوند،

 

شما را بعد از ملت ‌نوح‌ جانشین‌ كرد و به‌ شما در خلقت‌ ، قدرت‌ و قامت‌ و روزی‌ داد ؟

 

(نقل‌ است‌ كه‌ قوم‌ هود بسیار بلند قد و قدرتمند بودند) و همچنین‌ خداوند به ‌شما نعمت‌های‌

 

فراوانی‌ داد ، پس‌ نعمت‌های‌ خداوند را یاد كنید تا رستگار شوید. ملت‌ هود به‌ او گفتند :

 

آیا به‌ سراغ‌ ما آمده‌ای‌ تا تنها یك‌ خدا را پرستش‌ كنیم ‌ و آنچه‌ را كه‌ پدران‌  ما می  

 

پرستیدند رها كنیم‌؟ اگر راست‌ می‌گویی‌ آنچه‌ را كه‌ از عذاب‌ به‌ ما وعده‌ دادی‌ بر سرما

 

بیاور.
 

هود در پاسخ‌ ملتش‌ گفت‌: به‌ تحقیق‌ از طرف‌ پروردگارتان‌ عذابی‌ اضطراب‌ آور و خشم‌

 

بر شما مقرر شده‌ است‌. آیا با من‌ درباره‌ اسم‌هایی‌ كه‌ شما و پدرانتان‌ آنها را وضع‌ كردید

 

و خداوند هیچ‌ برهان‌ و قدرتی‌ بر آنان‌ فرو نفرستاده‌ است‌ مجادله‌ می‌ كنید ، پس‌ منتظر

 

باشید و من‌ با شما ازمنتظران‌ هستم‌ تا ببینیم‌ خداوند چه‌ حكمی ‌اجتماعی‌ صادر

 

می‌فرمایند. آنگاه‌ خداوند می ‌فرماید: ما هود و همراهان‌ او را به‌ رحمت‌ خویش‌ نجات‌

 

دادیم‌ و ریشه‌ كسانی‌ كه‌ نشانه‌های‌ ما را تكذیب‌ كردند بر كندیم‌ و آنان‌ مومن‌ نبودند .
    

 


 
حكم‌ خدا در عذاب‌ قوم‌ عاد
    
 
بنا به‌ روایت‌ سدی‌ و محمد بن‌ اسحق‌ ، عادیان‌ درسرزمین‌ یمن‌ در منطقه‌ای‌ كه‌ آن‌ را

 

احقاف‌ می‌ نامیدند زندگی‌ می‌كردند. قبایل‌ متعدد ملت‌هود كه‌ آنها را عاد می ‌نامیدند

 

بت‌های‌ گوناگونی‌ به‌ نام‌ صداء ، صمود ، هباء و... داشتند. انسان‌هایی‌ قوی‌ و از فیزیك‌

 

بدنی‌ بزرگی‌ برخوردار بودند . وقتی‌ كه‌ هود آنها را به‌ توحید و قانونمندی‌ الهی‌ ترس‌ از

 

قیامت‌ و عذاب‌ الهی‌ فرا می‌خواند ، آنهادر جواب‌ می‌گفتند : كسی‌ از ما قوی ‌تر نیست‌.

 

سپس‌ خداوند سه‌ سال‌ باران‌ را بر آنها منع‌ كرد وقوم‌ عاد به‌ قحطی‌ مبتلا شدند . عرف‌

 

مردم‌ منطقه‌حجاز بر این‌ بود كه‌ به‌ هنگام‌ بلایا به‌ مكه‌ می‌ رفتند و در كعبه‌ به‌ دعا و

 

تضرع‌ می ‌پرداختند تا بلاء رفع ‌شود. هفتاد نفر از اهالی‌ عاد به‌ مكه‌ آمدند تا دركعبه‌ دعا

 

باران‌ كنند ، از سوی‌ دیگر حضرت‌ هود نبی‌ ( ع ‌) و مومنان‌ همراه‌ وی‌ نیز بخاطر

 

سختگیری‌ مردم‌ عاد از آنها كناره‌ گیری‌ كرده‌ بودند . قوم‌ عاد پس‌ از چندی‌ دعا كردن‌

 

برای‌ باران‌ ، در حریم ‌كعبه‌ باز هم‌ به‌ هود ایمان‌ نیاوردند و سرانجام‌ اینگونه‌ دعا كردند

 

كه‌ اگر هود پیامبر خدای‌ واحد است‌ پس‌ خدای‌ واحد بر ما باران‌ فرستد . خداوند ابری‌

 

سیاه‌ برای‌ هلاكت‌ قوم‌ عاد فرستاد و مردان‌ قوی‌ را باد و طوفان‌ از زمین‌ بلند می ‌كرد و

 

به‌ شدت‌ به‌ سنگ‌ و كوه‌ می ‌كوبید و خداوند با این‌ عذاب‌ اجتماعی‌ هولناك ‌، جامعه‌ مردم‌

 

عاد را درهم‌ كوبید و كسی‌ از كافران‌ عاد زنده‌ باقی‌ نماند.
    

بنا به‌ نقلی ‌، حضرت‌ هود به‌ مدت‌ یكصد و پنجاه‌ سال‌ زندگی‌ كرد و بعد از آن‌ به‌ جوار

 

رحمت‌ ایزدی‌ پیوست‌ و گفته‌ شده‌ است‌ مزار هود درمنطقه‌ حضرموت‌ حجاز است‌، ولی‌

 

در روایتی‌ دیگر آمده‌ است‌ كه‌ نود و نه‌ پیامبر( ع ‌) در حرم ‌الهی‌ در ركن‌ و مقام‌ زمزم‌

 

مدفون‌ هستند و از آن‌ جمله‌ قبر هود و شعیب‌ و صالح‌ و اسماعیل‌ است‌ وهمچنین‌ در

 

روایت‌ آمده‌ است ‌، هر پیغمبری‌ كه‌خدای‌ تعالی‌ ملت‌ او را هلاك‌ و نابود ساخت‌ ، به ‌

 

همراه‌ مومنان‌ به‌ مكه‌ می‌آمدند و در آنجا به‌عبادت‌ و زندگی‌ می‌ پرداختند و سرانجام‌ به‌

 

رحمت‌ ایزدی‌ می‌ رسیدند  .

 

 

شاد و پر انرژی باشید

 

نوشته شده توسط فرشید  | لينک ثابت