خداوند به سوی ملت عاد ، هود پیامبر( ع ) را فرستاد. هود پسر عبداالله ، پسر ریاح ،
پسر جلوث ، پسر عاد ، پسر عوص ، پسر آرم ، پسر سام و پسر نوح است. ملت هود را
به نام عاد می خوانند. خداوند می فرماید : به سوی ملت عاد برادرشان هود را فرستادیم.
او گفت : ای قوم من ، خداوند را كه پروردگاری جز او ندارید بپرستید . آیا پروا و
پرهیز از گناهان نمی كنید؟ جمعی از بزرگان قوم هود كه كفر پیشه كرده بودند به او
گفتند : ما تو را در بی خردی می بینیم و ما تو را از دروغگویان میدانیم . هود پاسخ
داد: در من سفاهت و بی خردی نیست ، بلكه من پیامبری از سوی پروردگار جهانیان
هستم . پیامهای پروردگارم رابه شما می رسانم و من برای شما نصیحت كننده ای امین
هستم. آیا شما تعجب كردهاید كه از سوی پروردگارتان پندی بر مردم توسط پند –
دهندهای از ملتتان برای شما آمده باشد تا شما را هشداردهد و به یاد آورید كه خداوند،
شما را بعد از ملت نوح جانشین كرد و به شما در خلقت ، قدرت و قامت و روزی داد ؟
(نقل است كه قوم هود بسیار بلند قد و قدرتمند بودند) و همچنین خداوند به شما نعمتهای
فراوانی داد ، پس نعمتهای خداوند را یاد كنید تا رستگار شوید. ملت هود به او گفتند :
آیا به سراغ ما آمدهای تا تنها یك خدا را پرستش كنیم و آنچه را كه پدران ما می
پرستیدند رها كنیم؟ اگر راست میگویی آنچه را كه از عذاب به ما وعده دادی بر سرما
بیاور.
هود در پاسخ ملتش گفت: به تحقیق از طرف پروردگارتان عذابی اضطراب آور و خشم
بر شما مقرر شده است. آیا با من درباره اسمهایی كه شما و پدرانتان آنها را وضع كردید
و خداوند هیچ برهان و قدرتی بر آنان فرو نفرستاده است مجادله می كنید ، پس منتظر
باشید و من با شما ازمنتظران هستم تا ببینیم خداوند چه حكمی اجتماعی صادر
میفرمایند. آنگاه خداوند می فرماید: ما هود و همراهان او را به رحمت خویش نجات
دادیم و ریشه كسانی كه نشانههای ما را تكذیب كردند بر كندیم و آنان مومن نبودند .
حكم خدا در عذاب قوم عاد
بنا به روایت سدی و محمد بن اسحق ، عادیان درسرزمین یمن در منطقهای كه آن را
احقاف می نامیدند زندگی میكردند. قبایل متعدد ملتهود كه آنها را عاد می نامیدند
بتهای گوناگونی به نام صداء ، صمود ، هباء و... داشتند. انسانهایی قوی و از فیزیك
بدنی بزرگی برخوردار بودند . وقتی كه هود آنها را به توحید و قانونمندی الهی ترس از
قیامت و عذاب الهی فرا میخواند ، آنهادر جواب میگفتند : كسی از ما قوی تر نیست.
سپس خداوند سه سال باران را بر آنها منع كرد وقوم عاد به قحطی مبتلا شدند . عرف
مردم منطقهحجاز بر این بود كه به هنگام بلایا به مكه می رفتند و در كعبه به دعا و
تضرع می پرداختند تا بلاء رفع شود. هفتاد نفر از اهالی عاد به مكه آمدند تا دركعبه دعا
باران كنند ، از سوی دیگر حضرت هود نبی ( ع ) و مومنان همراه وی نیز بخاطر
سختگیری مردم عاد از آنها كناره گیری كرده بودند . قوم عاد پس از چندی دعا كردن
برای باران ، در حریم كعبه باز هم به هود ایمان نیاوردند و سرانجام اینگونه دعا كردند
كه اگر هود پیامبر خدای واحد است پس خدای واحد بر ما باران فرستد . خداوند ابری
سیاه برای هلاكت قوم عاد فرستاد و مردان قوی را باد و طوفان از زمین بلند می كرد و
به شدت به سنگ و كوه می كوبید و خداوند با این عذاب اجتماعی هولناك ، جامعه مردم
عاد را درهم كوبید و كسی از كافران عاد زنده باقی نماند.
بنا به نقلی ، حضرت هود به مدت یكصد و پنجاه سال زندگی كرد و بعد از آن به جوار
رحمت ایزدی پیوست و گفته شده است مزار هود درمنطقه حضرموت حجاز است، ولی
در روایتی دیگر آمده است كه نود و نه پیامبر( ع ) در حرم الهی در ركن و مقام زمزم
مدفون هستند و از آن جمله قبر هود و شعیب و صالح و اسماعیل است وهمچنین در
روایت آمده است ، هر پیغمبری كهخدای تعالی ملت او را هلاك و نابود ساخت ، به
همراه مومنان به مكه میآمدند و در آنجا بهعبادت و زندگی می پرداختند و سرانجام به
رحمت ایزدی می رسیدند .
شاد و پر انرژی باشید

