تبليغاتX
رازهایی برای شروع یک زندگی نو - آرزو دارند دوباره به دوران کودکی باز گردند

 

در رؤيا ديدم كه با خدا حرف مي زنم..

او از من پرسيد:آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟

گفتم...اگر وقت داشته باشيد...

لبخندي زد و گفت زمان براي من تا بي نهايت ادامه دارد !!!

چه پرسشي در ذهن تو براي من هست؟

پرسيدم چه چيزي در رفتار انسانها هست كه شما را شگفت زده مي كند؟

پاسخ داد آدمها از بچه بودن خسته مي شوند...

عجله دارند بزرگ شوند و سپس...

آرزو دارند دوباره به دوران کودکی باز گردند

سلامتي خود را در كسب ثروت از دست مي دهند

و سپس ثروت خود را براي كسب سلامتي صرف مي كنند...

چنان با هيجان به آينده فكر مي كنند...

كه از حال غافل مي شوند.

 به طوري كه نه در حال زندگي مي كنند نه در آينده

آن ها طوري زندگي مي كنند كه انگار هيچ وفت نمي ميرند

و جوري مي ميرند انگار هيچ وقت زنده نبودند

من براي لحظاتي سكوت كردم.

سپس پرسيدم

مانند يك پدر كدام درس زندگي را مايل هستي كه فرزندانت بياموزند؟

پاسخ داد كه ياد بگيرند هيچ وقت نمي توانند ديگران را مجبور كنند كه دوستشان داشته باشند.

ولي مي توانند طوري رفتار كنند كه مورد عشق و علا قه ديگران قرار گيرند

ياد بگيرند كه خود را با ديگران مقايسه نكنند

ياد بگيريد ديگران را ببخشيد..با عادت كردن به بخشندگي ياد بگيريد تنها چند ثانيه 

طول مي كشد تا زخمي در قلب كسي كه دوستش داريد ايجاد كنيد

ولي سالها طول مي كشد تا آن جراحت را التيام بخشيد

ياد بگيريد يك انسان ثروتمند كسي نيست كه دارايي زيادي دارد

بلكه كسي هست كه كمترين نياز و خواسنه را دارد

ياد بگيريد كساني هستند كه شما را از صميم قلب دوست دارند

ولي نمي دانند چگونه احساس خود را بروز دهند

ياد بگيريد و بدانيد دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند

ولي برداشت آنها متفاوت باشد

ياد بگيريد كه تنها كافي نيست كه ديگران را ببخشيد

بلكه انسانها بايد قادر به بخشش و عفو خود نيز باشند

سپس من از خدا تشكر كردم و گفتم

آيا چيز ديگري هم وجود دارد كه مايل باشي فرزندانت بدانند؟

خداوند لبخندي زد و پاسخ داد:

فقط اين كه بدانند من اينجا و با آنها هستم ... براي هميشه

 

شاد و پر انرژی باشید

 

نوشته شده توسط فرشید  | لينک ثابت