تبليغاتX
رازهایی برای شروع یک زندگی نو - سندرم زلیخایی !
سندرم زلیخایی ! جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386

 

باز هم سلامی عرض می کنم به شما عزیزان که خیلی نسبت به ما لطف دارین ..

 

امروز می خواهم مطلبی رو بنویسم که یکمی متفاوت باشه و کمی هم لبخند بر روی

 

لبانتون جاری بشه ( البته شاید بعضی ها هم از من عصبانی بشن !!) تو اوایل شروع به

 

کار سایت از این موضوعات بیشتر استفاده می کردیم ، مانند " تفاوت زنان و مردان " 

 

و... البته بگم این مطلب که می نویسم کاملاً واقعی هستش و من خودم به دفعات این

 

موضوعات رو عیناً مشاهده کردم . در زیر گفته هایی از آقای پروفسور حسین باهر

 

استاد دانشگاه شهید بهشتی که بنده ارادت خاصی نسبت به ایشون دارم رو مطالعه می

 

کنید .

 

 

زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشت زندانی

                                                       

                                                        چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

 

در طول سالیان متوالی تجربه نشان داده است که چند مورد ناهنجاری کشنده با ویژگی

 

های زیر در جوانان وجود دارد :

 

- شیدایی زنان یا دختران به معلم ، استاد ، مدیر یا سخنران محبوب خود .

 

- محدود بودن محیط خانوادگی و مذهبی بودن قشری خود تا حد وسواس .

 

- عدم ابراز مستقیم اشتیاق خود به جنس مخالف مورد نظر به دلیل احساس گناه .

 

- ایجاد مزاحمت های کتبی و شفاهی برای محبوب خود .

 

- ایراد انواع و اقسام اتهام های ناروا به خانواده طرف و اشاعه آن در جامعه کاری او .

 

- حشر و نشر حق به جانبانه در مجامع ، آن هم با پوشش های سخت قشری .

 

- خوش کلامی با عموم جهت گم کردن سر نخ به ویژه هنگام سوءظن .

 

- سوءتفاهم و بدبینی شدید به هرکسی که بخواهد وارد صحنه جرم شود .

 

- تهدید به آزار طرف و بستگانش تا سر حد ضرب و شتم قتل و غارت .

 

- پیگیری مستمر و پشتکار شبانه روزی برای اثبات ادعای خود ، حتی با استناد به  

 

   خواب هایی که از بزرگان مثلاً امام زمان « عج » دیده اند !

 

 

در این راستا ، مشکل بزرگتر ، پیدا شدن کسانی است که آنها هم به طور ناآگاهانه و

 

شاید هم مغرضانه و بعضاً هم بیمار گونه ، همفکری و حتی همکاری می کنند !

 

به طور فرض نامه هایی بی نام و نشان که به مقامات دانشگاه ها نوشته می شود ، به

 

خصوص اگر برای استاد سر و زبان داری است ، قطعاً ایجاد شبه می کند و یا در

 

جاهای دیگر ..

 

تلفن ها و ایمیل هایی که به روابط عمومی صدا و سیما یا روزنامه ها و مجلات و سایت

 

ها و ... در مورد گویندگان و نویسندگان مشهور زده می شود ، هم دست کمی از مورد

 

فوق الذکر ندارد . همدردی های بعضی از اشخاص محترم که از دوستان و نزدیکان فرد

 

محسوب می شوند ، نیز موجب تجری زلیخا گونه ها می شود .

 

متاسفانه قضاوت های جامعه ما به ویژه خیل فرهیختگان پر ریخته علی رغم مرد

 

سالاری ژنتیک ، از نوعی فمنیسم تبعیت می کند ، یعنی ادعای هر خانمی علیه هر آقایی

 

وارد است ، مگر خلافش ثابت شود . البته محکمه ، حاکم ، محکوم و حکم همه از قبل

 

مشخص است . در هر صورت ، چون فضای بیمار به طور قطع موجب اپیدمیک شدن

 

بیماری می شود این مطلب نگاشته شد تا شاید کاسه های داغ تر از آش بخوانند و بدانند

 

که :

 

اول : اگر در موضع قضاوت نیستید ، هرگز قضاوت نکنید . قضاوت کار ساده ای

 

نیست که هر کسی مرتکب شود .

 

دوم : به صرف حق به جانب صحبت کردن یک طرف ، نباید یک طرفه به قضای رفت.

 

سوم : خانم بودن و آه و ناله کردن ، دلیل حقانیت کسی نیست .

 

چهارم : هر ذی نعمتی محسود است . مواظب باشیم تا با آبروی کسی بازی نکنیم .

 

 

شاد و پر انرژی باشید

 

نوشته شده توسط فرشید  | لينک ثابت