توان بی پایان
شرط اساسی برای کسب موفقیت, توانایی در عمل است که آن را توان فردی می نامند. آنچه باعث تفاوت آدمها با یکدیگر می شود و برنده را از بازنده جدا می کند" توان فردی " است. بسیاری از مردم ,پیشرفت اشخاص موفق را ناشی از شانس , هوش و استعداد می دانند. اما اگر به مطالعه شرح حال بپردازیم به این نتیجه می رسیم که عامل اصلی پیروزی آنها پشتکار و ایستادگی در عمل است. آنان نسبت به نقطه نظرهای خود شهامت دارند و خطرهای احتمالی را می شناسند و وارد عمل می شوند و در نتیجه استقامت به پیروزی دست می یابند. تاریخ بشر همواره نمایانگر زندگی انسانهایی است که بی وقفه و با پشتکار و ایستادگی گام برداشتند و در نهایت شاهد مقصود خود را در آغوش کشیده اند. به شرح حال یکی از این افراد توجه کنید :
نام " سرهنگ ساندرز" که با جوجه سوخاری همراه است , در بیشتر نقاط جهان نامی آشناست. آیا او مرد تحصیل کرده ای بود , یا در بازاریابی مهارتی داشت و یا در جوانی در شروع کار سرمایه کلانش او را به موفقیت رساند؟ خیر, هیچ کدام از موارد فوق رمز موفقیت او نبود , بلکه تنها سرمایه اش " توان فردی " بود. زیرا او هدف خود را شناخت و بدون اینکه تردید به خود راه دهد , وارد عمل شد .این مرد تا 65 سالگی , تنها مبلغ 99 دلار از سازمان تامین اجتماعی مستمری ماهانه دریافت می کرد و تنها سرمایه اش در این سن دانستن دستور طبخ جوجه سوخاری بود که بسیاری از مردم آن را دوست می داشتند . اینجا بود که ساندرز هدف خود را مشخص کرد و تصمیم گرفت که با دستور طبخ جوجه سوخاری به میدان آید و آن را به رستورانها ارائه کند و درصدی از سود حاصله از افزایش درآمد آنان را مطالبه کند . آیا تا به حال برای شما پیش آمده که طرحی مطمئن در ذهن داشته باشید اما شهامتی برای پیاده کردن آن از خود نشان نداده باشید و پس از چند ماه حاصل طرح خود را پشت ویترین فروشگاهها مشاهده کنید؟ تفاوت شما با کسانی که آن طرح را مورد استفاده قرار داده و آن را پیاده کرده اند در چیست؟ آیا آنان از هوش بیشتری بر خوردار بودند ؟
خیر, تفاوت در " توان فردی " است. آنان جرات عمل داشته اند . کسانی ممکن است بگویند که چنین افرادی می دانسته اند که چه باید بکنند. باید به چنین کسانی تذکر داد که اگر می خواهید بدانید که چه باید بکنید نخست باید بدانید که چه می خواهید , آنگاه می توان وارد عمل شد . " سرهنگ ساندرز " هم چنین روشی را بر گزید .
او وارد اولین رستوران شد و به مدیر رستوران گفت : " آقا من بهترین دستور طبخ جوجه سوخاری دنیا را در اختیار دارم و می خواهم آن را به شما عرضه کنم از این بابت پولی از شما نمی خواهم . تنها تقاضایم این است که در صورت افزایش در آمد درصدی از سود حاصل از آن را به من اختصاص دهید." مدیر رستوران با خشونت پیشنهادش را رد کرد . " سرهنگ ساندرز " که می دانست چه می خواهد و با پشتکار وارد عمل شده بود و اطمینان داشت
که " توان فردی " به معنای پشتکار و استقامت در عمل است . به رستورانهای متعدد دیگری سر زد . هر بار که به نحوی رانده می شد در جستجوی راه حل دیگری بر آمد . او هرگز میدان را خالی نکرد زیرا , نه تنها می دانست که چه می خواهد و در راه خواسته اش اقدام می کرد , بلکه به نتایج عمل خود نیز واقف بود و همواره می توانست آن را نسبت به هدفش ارزیابی کند و برای به دست آوردن نتیجه تصمیم جدیدی بگیرد . هر بار که به نتیجه ای می
رسید حتی اگر مطابق میلش نبود , سعی می کرد تجربه ای از آن کسب کند و با تغییر روش , بین عمل و هدفش تعادل بر قرار کند و این کار را به طور مرتب انجام می داد . بنابراین هدفش را مشخص می کرد و وارد عمل می شد و از نتایج به دست آمده تجربه ای می اندوخت و روش خود را در جهت هدفش تغییر می داد . آیا می توانید حدس بزنید که قبل از آنکه اولین بلی را بشنود چند بار کلمه " نه " را شنید , پنجاه بار؟ دویست بار؟ خیر, این مرد پس از هزار و نه بار مراجعه و شنیدن جواب منفی , جواب مثبت را دریافت کرد .
اگر شما جای او بودید , چند بار می توانستید جواب " نه " بشنوید و پیشنهاد خود را به کلی فراموش نکنید و میدان را خالی نگذازید ؟ اغلب آدمها پس از
شنیدن چند جواب منفی , تردید می کنند و پیشنهاد خود را مورد تجدید نظر قرار می دهند . علت اینکه شمار اندکی از مردم در جامعه مانند " سرهنگ
ساندرز " موفق می شوند این است که کمتر کسی همانند او از پشتکار , " توان فردی " و " ظرفیت کاری " بر خوردار است . خصوصیت این مرد را می
توانیم چنین توصیف کنیم که او قادر بود هر چه را که می خواهد با پشتکار به دست آورد و بر احساسات و رفتار خود حاکم باشد . این شخص دو سال درشرایطی بسیار سخت , و در حالی که شبها در اتومبیلش می خوابید به بسیاری از شهرها و کشورها مسافرت کرد . راستی اگر او برای هزار و نهمین بار نیز جواب منفی می شنید چه می کرد؟ روشن است , او برای هزار و دهمین بار وارد عمل می شد و آنقدر این کار را ادامه می داد تا موفق شود . او با کسب تجربه از هر موقعیت و ایجاد تعادل بین هدف و عمل به هدف خود نزدیکتر می شد .
بر گرفته از کتاب " توان بی پایان " نوشته آنتونی رابینز
شاد و پر انرژی باشید
به نام ایزد یکتا و عرض سلام و خوش آمدگویی به شما بازدیدکننده محترم!